نوع نثر : فنّی و مصنوع

از کتاب : مرزبان نامه، سعدالدّین ورا وینی

* روزی خسرو به تماشای صحرا بیرون رفت. باغبانی را دید، مردی پیر و سالخورده. با این حال، سرگرم کاشتن نهال درخت بود.

معنی :

یک روز پادشاهی برای گردش کردن به دشت و صحرا رفت. باغبان پیر و سال خورده ای را دید که مشغول کاشتن نهال درخت بود.

لغت :

خسروی : پادشاهی / تماشا : گردش کردن به قصد تفریح

نکته‌ی دستوری :

روزی : اسم نکره (ی : نکره) و ساده است. / بیرون : قید / باغبانی : مشتق و «ی» آن، نکره / مردی پیر و سال خورده : دو ترکیب وصفی (سال خورده : صفت مشتق – مرکّب است) / سرگرم : مرکّب / کاشتن : مشتق

* خسرو گفت : ای پیر، در موسم کهن سالی و فرتوتی، کار ایّام جوانی، پیشه کرده ای.

معنی :

پادشاه گفت : «ای پیرمرد، در زمان پیری و سال‌خوردگی، کارهای دوره‌ی جوانی را انجام می‌دهی. »

لغت :

فرتوتی : پیری، سال‌خوردگی / ایّام : ج یوم : روزها / کار ایّام جوانی : کارهایی که مربوط به دوره‌ی جوانی است.

* وقت آن است که دست از این میل و آرزو برداری و درخت اعمال نیک در بهشت بنشانی.

معنی :

زمان آن رسیده که علاقه و اشتیاق به کارهای مادّی را رها کنی و کارهای خوب و شایسته ای را انجام دهی تا به بهشت بروی.

مفهوم کلّی :

ترک دنیای مادّی و ذخیره‌ی اعمال معنوی.

لغت :

میل : علاقه / آرزو : خواسته و اشتیاق / اعمال : ج عمل، کارها / بنشانی : بکاری

آرایه‌ها :

درخت بنشانی : مراعات نظیر / درخت اعمال نیک : اضافه‌ی تشبیهی

* چه جای این حرص و هوس باطل است؟ درختی که تو امروز نشانی، میوه‌ی آن کجا توانی خورد؟

معنی :

تو در این سن و سال نباید به فکر طمع و آرزوهای مادّی باشی. تو تا بزرگ شدن درخت و محصول دادن آن، زنده نمی‌مانی و نمی‌توانی از آن بهره‌مند شوی.

نکته دستوری :

جمله، پرسشی انکاری (استفهام انکاری) است.

* باغبان پیر و پاک دل گفت : «دیگران نشاندند، ما خوردیم؛ اکنون ما بنشانیم تا دیگران خوردند».

معنی :

باغبان پیر و بی کینه گفت : انسان‌های قبل از ما زحمت کشیدند و ما از دست رنج آن‌ها استفاده کردیم، الآن ما می‌کاریم تا آیندگان از آن‌ها، بهره ببرند.

لغت :

پاک دل : بی کینه / نشاندند : کاشتند

نکته‌ی دستوری :

باغبان : مشتق / پاک دل : صفت مرکب

تاریخ ادبیات:

مرزبان نامه : کتابی است به شیوه‌ی «کلیله و دمنه» که مرزبان بن رستم شروین پریم، یکی از اسپهبد ان مازندران، آن را به زبان مازندرانی کهن (طبری) نوشته بود و سعدالدّین ورا وینی آن را به پارسی دری برگرداند. این کتاب، مشتمل بر داستان‌ها و تمثیل از زبان حیوانات است.

 


برچسب ها: معنی حکایت , درس سوم , فارسی نهم , باغبان نیک اندیش

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵ | 9:59 | نویسنده : E & M |

 

  • آینه ، چون نقش تو بنمود راست          خود شکن ، آیینه شکستن خطاست  

معنی :

اگر آینه ، عیب های تو را به درستی نشان داد ، نباید آینه را بشکنی ، بلکه درست آن است که خودت را اصلاح کنی.

آرایه :

راست و خطا : تضاد / بیت ضرب المثل ( امثال و حکم ) است./خود شکستن : کنایه از اصلاح کردن خود

« شکن » و « شکستن » هم خانواده است.

« آیینه » و « آینه » ، جناس نیستند چون که تفاوت معنایی به وجود نمی آورند.

 تاریخ ادبیات :

نظامی گنجه ای : شاعر قرن ششم که علاوه بر دیوان شعر ، پنج مثنوی دارد که به پنج گنج یا خمسه نظامی معروف اند و می تواند آن ها را به اختصار در کلمه ی « ملخ ها » معرّفی کرد.

1- مخزن الاسرار 2- لیلی و مجنون 3- خسرو شیرین 4- هفت پیکر  5- اسکندر نامه

قالب شعر : قطعه

شعر از : پروین اعتصامی

تاریخ ادبیات :

پروین اعتصامی : ( 1320 - 1285 هـ . ش ) بانوی شاعر که شعرش از بهترین نمونه های  شعر تعلیمی محسوب می شود.

  • جوانی گه که کار و شایستگی است             گه خود پسندی و پندار نیست 

معنی :

دوره ی جوانی ، هنگام کار و نشان دادن لیاقت است . زمان تکبّر و خیال پردازی نیست.

لغت :

گه : زمان (مخفّف گاه / شایستگی : لیاقت ، شایسته بودن / خودپسندی : غرور و خودخواهی / پندار : خیال ، وهم

نکته دستوری :

جوانی و شایستگی : مشتق / خودپسندی : غرور و خودخواهی / پندار : خیال ، وهم

  • چو بفروختی ، از که خواهی خرید ؟              متاع جوانی به بازار نیست 

معنی :

اگر دوران خوش جوانی را از دست دادی ، دیگر نمی توانی آن را به دست بیاوری ، زیرا جوانی را در هیچ کجا نمی فروشند.

لغت :

متاع : کالا ، جنس

آرایه ادبی :

متاع جوانی : اضافه تشبیهی / فروختن و خریدن و متاع و بازار : مراعات نظیر / بازار : استعاره از دنیا

نکته دستوری :

بفروختی : ماضی ساده ( ساخت قدیم) / که : (چه کسی ) ضمیر پرسشی / خواهی خرید : فعل مستقبل ( آینده )

  • غنیمت شمر ، جز حقیقت مجوی              که باری است فرصت ، دگر بار نیست

معنی :

قدر  جوانی خودت را بدان و به دنبال حقیقت باش ، زیرا ، فرصت زندگی برای هرکس یک بار ، بیش تر نیست.

لغت :

باری : یک بار / فرصت : وقت مناسب برای انجام کاری

نکته دستوری :

در مصراع دوم ، فعل های « است » اسنادی است و « باری » مسند

  • مپیچ از ره راست بر راه کج                چو در هست ، حاجت به دیوار نیست

 معنی :

همان طوری که برای داخل شدن از در استفاده می شود نه دیوار ، تو هم تا وقتی که راه راست وجود دارد از بی راهه نرو . ( از راه راست منحرف نشود و به سمت کارهای ناشایست نرود.)

 آرایه :

راست و کج : تضاد / در و دیوار : مراعات نظیر / بر و در : جناس / راه راست به در و راه کج به دیوار تشبیه شد. / مصراع دوم تمثیل است.

 نکته دستوری :

مپیچ : فعل نهی / هست به معنی وجود داشتن ، فعل غیر اسنادی

  • ز آزادگان ، بردباری و سعی                بیاموز ، آموختن ، عار نیست

 معنی :

از انسان های جوان مرد ، شکیبایی و تلاش را یاد بگیر و بدان که آموختن از انسان های دیگر ، ننگ نیست.

 لغت :

آزادگان : جوانمردان ، وارستگان / بردباری : شکیبایی / سعی : تلاش / عار : ننگ ، عیب ، باعث سرافکندگی

 نکته دستوری :

آزادگان و آموختن : مشتق / بردباری : مشتق - مرکب / سعی : ساده / بیاموز : فعل امر / عار : مسند

  • به چشم بصیرت به خود ، در نگر                  تو را تا در آیینه ، زنگار نیست

 معنی :

تا وقتی که ، دل تو دچار آلودگی گناه نشده با بینش و بصیرت در وجود خودت و کارهایت ، اندیشه کن.

 لغت :

بصیرت : بینش ، بینایی / زنگار : زنگ ، تیرگی

 آرایه :

چشم و نگر : مراعات نظیر / آیینه : استعاره از دل / زنگار : استعاره از تیرگی ، لغزش و گناه / تکرار «ر»  : واج آرایی

 نکته ی دستوری :

درنگر : فعل پیشوندی / تا ( وقتی که ) : پیوند وابسته ساز / « را » : فکّ اضافه تا در آیینه تو / نیست ( وجود ندارد ) : فعل غیر اسنادی

  • همی دانه و خوشه ، خروار شد                    ز آغاز ، هر خوشه خروار نیست

 معنی :

قطعاً با جمع شدن دانه ها و خوشه ها ، خرمن به وجود می آید. هیچ دانه و خوشه ای در آغاز ، خرمن و خروار نبوده است.

 لغت :

خوشه : چند دانه ی به هم پیوسته / خروار : واحد اندازه گیری وزن ، مقداری زیاد از هر چیز

 آرایه :

دانه و خوشه و خروار : مراعات نظیر / تکرار « خ » : واج آرایی / تکرار واژه های خوشه و خروار : تکرار

 نکته ی دستوری :

« همی » در اینجا به معنی « قطعاً » و « همانا » است و قید تأکید می باشد.

 توجه :

 این بیت ، یادآور ضرب المثل « قطره قطره ، جمع گردد وان گهی دریا شود. » است. در ادبیات فارسی به بیتی یا جمله ای که ضرب المثلی را به یاد بیاورد ، آرایه ی تمثیل می گویند.

 نکته ی دستوری :

خوشه و دانه : ساده / خروار در مصراع اول و دوم ، مسند است.

 مفهوم کلی :

انسان ها باید برای رسیدن به هدف ها و موفقیت ها ، اندک اندک و گام به گام ، قدم بردارند.

  • همه کار ایّام درس است و پند            دریغا که شاگرد هشیار نیست

 معنی :

روزگار ، سراسر درس عبرت است امّا ، افسوس که انسان آگاه و هوشیاری وجود ندارد که از این همه درس ، پند و عبرت بگیرد.

 لغت :

ایّام : جمع یوم ، روزها / دریغا : افسوس

 آرایه :

درس و شاگرد : مراعات نظیر / تلمیح به حدیث حضرت علی (ع) : ما اکثر العبر و اقل الاعتبار : عبرت ها چه بسیارند و عبرت پذیران ، اندک.

 نکته دستوری :

بیت از چهار جمله تشکیل شده است ./ در مصراع اوّل ، فعل « است » بعد از پند ، حذف شده / دریغا : اصوات « شبه جمله »

خود ارزیابی :

1- نویسنده به چه نوع ارتباط هایی در دوران نوجوانی اشاره کرده است ؟

ارتباط با خود ، یعنی توجه به لباس ، قد و قامت ، لاغری یا چاقی ، عواطف و احساسات درونی ؛ ارتباط با دیگران که وابسته به نیاز درونی اوست تا نقد و نظر دیگران را درباره ی رفتار و کردار خود بداند.

 2- ویژگی های مشترک آینه و دوست را بیان کنید.

هر دو در کمال راستی و صداقت ، عیب و حسن آدم را نشان می دهند و بازگو می کنند.

 3- به نظر شما چه ارتباطی میان متن و شعر درس وجود دارد ؟

هر دو آدمی را به غنیمت دانستن دوران جوانی و نوجوانی و تلاش در کسب خوبی ها و فضایل دعوت می کنند.

 4- .................................

کار گروهی :

1- درباره ی مفهوم جمله ی « المومن مرآهٔ المؤمن » و ارتباط آن با درس بحث و گفت و گو کنید.

مفهوم این حدیث « المؤمن مرآه المؤمن = مؤمن آیینه ی مؤمن است. » این است که مؤمنان باید در اصلاح رفتار و گفتار یکدیگر بکوشند و معایب و محاسن خواهران و برادران دینی خود را به آن ها بگویند. در این درس هم دوستانی را که آدمی در دوره های مختلف زندگی از جمله جوانی و نوجوانی پیدا می کن مثل آیینه ای دانسته که می تواند موجب اصلاح بدی ها و کج رفتاری های انسان و تأیید و تحکیم خوبی ها و محاسن او باشد.

2- درباره ی جمله ی « رسم دوستی شکستن آیینه نیست ، درست آن است که خود را اصلاح کنیم» با هم بحث کنید.

برعهده دانش آموزان

3- برای نقد رفتار خود و دیگران به چه معیارهایی باید توجه کرد ؟

با صداقت و راستی بررسی شود ، هدف از این کار اصلاح رفتار شخص باید باشد ، گفته هایمان منطقی و همراه با دلیل و برهان باشد.



دوستان عزیز لطفا اگر وبلاگ کارتون رو

 

راه  انداخته در قسمت امکانات وب زیر

 

علامت چابگر روی وبلاگ برتر کلیک کنید و

 

امتیاز دهید. اگر به عنوان وبلاگ برتر

انتخاب شم  انشا هارو هم میزارم


برچسب ها: معنی شعر , درس سوم , فارسی نهم , مثل آیینه و کار و شایستگی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵ | 9:57 | نویسنده : E & M |
 

 

نوع نثر : ساده و روان

معنی : آگاه باش که هرچه در جهان هستی وجود دارد ، همه را خداوند بلند مرتبه ، آفریده است. آسمان و آفتاب و ماه و ستارگاه و زمین و آنچه بر روی زمین است مانند کوه و بیابان و رودخانه و آنچه در کوه هاست از سنگ های قیمتی و معدن ها و آنچه بر روی زمین وجود دارد از گیاهان گوناگون و آنچه در خشکی و دریا وجود دارد از انواع حیوانات و آنچه که در میان آسمان و زمین است ، مانند ابر و باران و برف و تگرگ و رعد و برق و رنگین کمان و نشانه هایی که در هوا آشکار می شود ، همه ، شگفتی های آفرینش خداوند بلند مرتبه است و این ها نشانه هایی از خداوند بلند مرتبه است که به تو فرمان داده است که در آنها نگاه کنی . پس در این نشانه های خداوند ، فکر و اندیشه کن.

لغت : بدان : آگاه باش / صنع : آفرینش ، احسان / تعالی : بلند مرتبه / نهرها : جوی ها ، رودخانه ها / جواهر : جمع جوهر ، گوهر ها /معادن : جمع معدن / نباتات : جمع نبات ، گیاهان / بر : خشکی / بحر : دریا / میغ : ابر / رعد : صدای ابرها / قوس و قزح : رنگین کمان / علامات : جمع علامت ، نشانه ها / عجایب : جمع عجیبه ، شگفتی ها / آیات : جمع آیه ، نشانه ها / تفکر : فکر کردن .

آرایه ها : آسمان ، آفتاب ، ماه و ستارگان : مراعات نظیر ( در این قسمت ، شبکه معنایی ، پشت سر هم به کار رفته اند.) / آسمان و زمین و بر و بحر : تضاد / این عبارت تلمیح دارد به آیه های 6 تا 11 سوره « ق » ترجمه : آیا منکران حق ، آسمان را فراز خود نمی نگرند که ما چگونه بنای محکم اساس نهادیم و آن را به زیور ستارگان درخشان آراستیم که هیچ خللی در آن راه ندارد .(6) و زمین را نمی نگرند که آن را بگستردیم و در آن کوه های استوار بیافکندیم و هر نوع گیاه با حسن و طراوت در آن برویانیدیم (7) این دلالیل قدرت در آسمان و زمین ، موجب بصیرت و تذکر هر بنده است...

نکته دستوری : « وی » در « بر وی است » ، ضمیر شخصی است که به زمین ، بر می گردد. این کاربرد ، قدیمی است و در گذشته برای غیر انسان ، از ضمیر شخصی استفاده می کردند.

معنی : به زمین نگاه کن که { خداوند } چگونه آن را مانند فرشی برای تو ساخته و اطراف آن را وسیع ، گشترده است و از زیر سنگها محکم ، آبهای گوارا ، جاری کرده است ، که بر روی زمین ، جاری می شود و اندک اندک از زیر زمین بیرون می آید و به هنگام بهار ، نگاه کن زمین ، چگونه زمین زنده و شاداب می شود همانند پارچه ای ابریشمی ، رنگارنگ و زیبا می شود . بلکه هزار رنگ می شود.

لغت : بساط : فرش ، گستردنی ، هر چیزی گستردنی مانند فرش و سفره / جوانب : جمع جانب ، اطراف ، کناره ها / فراخ : گشادی ، وسعت ، گسترده / سخت : محکم / لطیف : خوش گوار / روان : جاری / دیبا : پارچه ی ابریشمین رنگین / بلکه : اضافه بر این ، علاوه بر این

آرایه ها : زمین و آسمان : مراعات نظیر / چون دیبا : تشبیه

نکته دستوری  ویژگی نثر های کهن ، در این عبارت کاملاً ، آشکار است :

1. کوتاهی جمله ها : در زمین نگاه کن / چگونه بساط تو ساخته است / جوانب وی فراخ گسترانیده

2. فراوانی فعل ها : نگاه کن / ساخته است / گسترانیده / کرده / می رود / می آید و ...

3. تکرار فعل ها و بر خی کلمه ها : زمین / شود / کن / چگونه و ....

معنی : اگر داخل خانه ای بروی که نقّاشی و گچ بری کرده باشند ، زمان زیادی ، آن را وصف می کنی و ز آن کار ف تعجّب می کنی در حالی که همیشه در خانه ی خدا ( دنیا ) هستی و اصلاً عجّب نمی کنی و این دنیا ، خانه یخداست و فرش آن ، زمنی است و سقف بی ستون آن آسمان است که این ، بسیار عجیب است و چراغ آن ف ماه است و شعله ی آن ، خورشید و چراغدان هایش ستارگان هستند و تو از شگفتی های این دنیا ، بی خبری ، زیرا دنیا بسیار بزرگ اس و تو کوتاه نظری و زیبایی ها و بزرگی های آن را ، درک نمی کنی.

لغت : شوی : بروی / نقش : نقّاشی / کنده کرده باشند : کنده کاری کرده باشند / ضفت : وصف کردن / قندیل : چراغ آویز ، چراغدان / غافل : بی خبر / مختصر : کم و کوتاه ، ناچیز

آرایه ها : خانه ی خدا ( در خانه ی خدایی ) : استعاره از دنیا / سقف : استعاره از آسمان / بزرگ و مختصر : تضاد / عالم به خانه ، زمین به فرش ف ماه به چراغ و آفتاب به شعله و قندیل به ستاره ، تشبیه شده است.

معنی : به پرندگان آسمان و حشره های روی زمین نگاه کن که هر یک را با شکل و ظاهیری متفاوت آفریده و هر کدام از دیگری بهتر و زیبا تر است . آن چه که لازم بود به هر یک (موجودات ) داده و به هر کدام  ، یاد داده که چگونه غذا به دست بیاورد و بچّه را نگاه دارد تا بزرگ بشود و چگونه لانه ی خود را بسازد . به مورچه نگاه کن که چگونه در زمان مناسب غذایش را جمع می کند.

لغت : مرغان هوا : پرندگان آسمان / نیکوتر : زیبا تر ، خوب تر / آشیان : لانه

معنی : ی انسان ، مثل تو در این دنیا ، مثل مورچه ای است که در قصر پادشاهی ، لانه دارد و جز غذا و یارن خویش به چیز دیگری فکر نمی کند و از زیبایی قصر و غلامان و تخت پادشاه ، باخبر نیست . اگر می خواهی در حدّ و اندازه ی مورچه باشی ، در همان حد باقی بمان و اگر نمی خواهی مثل مورچه باشی به تو اجازه داده اند که در باغ شناخت خداوند بلند مرتبه ، تماشا کنی و از ...پس از چشم باز کن تا شگفتی های جهان را ببینی که شگفت زده و حیران شوی

لغت : مثل : وصف حال ، داستان ، به عنوان مثال / مَلِک : پادشاه / جمال : زیبایی / سریر : تخت ، اورنگ / مُلک : پادشاهی ، مملکت / مدهوش : سرگشته ، سرگردان / متحیّر : حیران ، سرگردان

آرایه های : مثل تو : شبیه و تمثیل / قصر و مَلِک و غلام : مراعات نظیر / بستان معرفت : تشبیه / بستان معرفت : استعاره از دنیا

نکته دستوری : مرجع ضمیر « وی » مَلِک است.

از کتاب : کیمیای سعادت محمّد غزالی

خود ارزیابی :

1. منظور از واژه ی آیات در جمله ی « پس اندر این آیات تفکّر کن » چیست ؟ نشانه ها و پدیده های عالم هستی .

2. عبارت « هر یکی را آن چه به کار باید ، داد » را توضیح دهید. هر کدام ازموجودات آن چه لازم بوده ، داده است.

3. بند پایانی درس ( و مثل تو چون مورچه ای ... ) چه ارتباطی با درک شگفتی های هستی دارد ؟ این که انسان مثل ، مورچه ای است که آگر در آیات الهی و موجودات اطراف خود تفکّر نکند ، قادر به شناخت عظمت آفرینش و شگفتی های عالم هستی نخواهد بود.

4. .............. به عهده دانش آموز

دانش های زبانی و ادبی :

نکته اول : نثر های کهن فارسی مثل کیمیای سعادت و کلیله و دمنه ویژگی هایی دارند که باعث شده تا متن آنها دل نشین ، قابل فهم و ماندگار باشد و با ذهن و روح خواننده ارتباط برقرار کند . مهم ترین و یژگی های نثر کهن عبارتند از 1 - کوتاهی جملات  2- زیادی فعل ها 3- تکرار فعل ها و کلمات 4- جابه جایی ارکان

نکته دوم : اگر در شعر یا نثری ، چندین مراعات نظیر یا تناسب داشته باشیم که با هم ارتباط داشته باشند به مجموعه ی آن ها « زنجیره یا شبکه معنای ی » گویند مثلا در بند اول درس ، کوه و بیابان و شهر تناسب یا مراعات نظیر دارند و میغ و باران و برف و تگرگ نیز با یکدیگر تناسب دارند که این دو با هم یک شبکه معنایی گسترده ای درست کرده اند.

کار گروهی :

1. درباره زیبایی های دیگر آفرینش که در کتاب های دیگر به وِیژه قرآن خوانده یا شنیده اید ، گفت و گو کنید.

بر عهده دانش آموزان

2. یک نمونه ی دیگر از نثر کهن را در گروه ، مطرح و درباره ی آن گفت و گو کنید. این ثنر را می توانید ا بخش های دیگر همین کتاب پیدا کند.

یکی از شاعران ، پیش امیر دزدان رفت و بر او ثنایی بگفت . [امیر دزدان] فرمود تا جامه از او بر کنند و از ده ، بیرون کنند. مسکین برهنه به سرما همی رفت. سگان به دنبال وی افتادند . خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند. زمین یخ گرفته بود ، عاجز شد. گفت : « این چه حرام زاده مردمان اند ؛ سنگ را بسته اند و شگ را گشاده ».

امیر از دور بدید و بشنید و بخندید و گفت : « ای حکیم ، از من چیزی بخواه » گفت جامه خود می خواهم اگر انعام فرمای.

امیدوار بود آدمی به خیر کسان                        مرا به خیر تو امیّد نیست ، شر مرسان                   ( گلستان سعدی )

در این متن که از گلستان سعدی انتخاب شده است ، جملات ، بسیار کوتاه هستند ، فعل های زیادی به کار رفته است تکرار کلمات و فعل ها دیده می شود ، نویسنده نثر خود را با شعر همراه کرده است تا تنوّع و تأکید ایجاد کند.

3. درباره شبکه معنایی موجود در متن انتخاب شده تمرین (2) کار گروهی ، گفت و گو کنید.

جامه ، برکندن ، برهنه ( تناسب یا مراعات نظیر) یخ و سرما ( تناسب ) که با هم یک زنجیره یا شبکه  ی معنایی گسترده  ای ایجاد کرده اند.

مطالعه و پژوهش :

هر کار پژوهشی و تحقیقی ، چند مرحله دارد . وقتی تصمیم به نوشتن یک کار تحقیقی داریم باید این مراحل را طی کنیم :

1 . طرح ریزی اوّلیّه : در این مرحله باید از خود بپرسیم : قرار است چه بنویسیم ف به کدام منابع مراجعه کنیم ، در چه مدّتی نوشته خود را به پایان ببرم ، چه مقدار بنویسیم و برای چه کسی یا کسانی بنویسیم.

2. نکات مهم در نوشتن : در مرحله دوم ، مسائل مهم در نوشتن مانند یادداشت برداری از منابع و شیوه ی نگارش ، مطرح می شود. رعایت قواعد نشانه گذاری در این مرحله بسیار مهم است.

3. تنظیم و پاک نویس نوشته : پس از یادداشت برداری یا مصاحبه کردن ، مطالب نوشته شده را پاک نویس و در صورت ممکن ، تایپ می کنیم . یادمان باشد نوشته مان را چند بار بخوانیم و اصلاح کنیم و منابعی را که استفاده کرده ایم، ذکر کنیم.

نوشتن:

1. با هر یک از واژه های زیر جمله ای زیبا بنویسید.

صنع : همه در صنع خدا حیرانند.

عجایب : اهرام ثلاثه ی مصر از عجایب خلقت است.

معرفت : یکی از راه های کسب معرفت ، تأمّل در آیات الهی است.

میغ : از دامان میغ بهاری ، لؤلؤ فرو می ریزد.

سریر : سریر سلطنت به هیچ پادشاهی وفا نکرده است.

متحیّر : متحیّرم چه نامم شه ملک لافتی را.

2. با توجه به آن چه در کتاب علوم دوری راهنمایی درباره ی زمین ، خوانده اید ، یک بند درباره ی شگفتی های آفرینش زمین بنویسید. ............فعالیت دانش آموزی

3. برای هر یک از واژه های زیر ، شبکه ی معنایی بسازید.

- ستاره به دانه و ماه ب مزرعه و خورشید به تمام نباتات می نگرد.

- زبانه کشیدن شعله های آتش تمام اوراق ، اسناد و مدارکش را سوزاند.

- رنگ های آبی و کبود و سبز و زرد و قرمز قوس قزح در آسمان بارانی ، ناشی از انعکاس اشعّه ی خورشید است.

4. متن های کهن زیر را به نثر امروزی برگردانید.

  • باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان عمت بی دریغش همه جا کشیده . ( گلستان سعدی)

معنی : باران رحمت بی کران الهی ، به همه رسیده و سفره ی نعمتش بدون مضایقه ف همه جا گسترده است.

  • بزرگی را پرسیدند که دل ، کی خوش بود ؟ گفت ک آن وقت که او در دل ما بود. ( کشف الاسرار میبدی)

معنی : از بزرگی پرسیدند که دل آدمی کی شاد است ؟ گفت وقتی که [ یاد] خدا در دل باشد.

5. جدول صفحه ی بعد را کامل کنید.

1. فطرت : سرشت / 2.شستن در هم ریخته : نتشس / 3. از آن طرف بخوانید به معنای « مردم » و نام یکی از سوره هاست : سان / 4.آرامگاه فردوسی در آن جا قرار دارد : توس / 5. قرآن ما را دعوت به مطالعه آن کرده است : شگفتی های آفرینش / 6. یکی از نشانه های جمع : ات / 7. مخفّف راه : ره / 8. از جدایی ها شکایت می کند : نی / 9. نام یکی از سوره های قرآن : قمر / 10. دو برادر بلند قد : ا ا / 11. خوش حال : شاد / 12. ماندگار : مانا / 13. بالا آمدن آب دریا : مد / 14. باور و اعتقاد قلبی : ایمان / 15. مصرد فعل « می گوید » : گفتن

6. انشاء : بهره گیری از بشکه معنایی متناسب با موضوع انشاء بر زیبایی متن می افزاید.

متن انشا می تواند گزارشی از شنیده ها ، دیده ها ، مطالعات یا حاصل گردش علمی و دقّت در طبیعت باشد.

پژوهش : درباره ی ویژگی های نثر درس ششم ( موش و گربه ) تحقیقی کنید و خلاصه ای از آن را به کلاس ارائه دهید.

1. کاربد « ی » استمراری : « صیّادان ، آن جا بسیار آمدندی »

2. کوتاهی جملات : « بومی قصد او داشت. بترسید و اندیشید که اگر باز گردم ، راسو در من آویزد »

3. استفاده از صفت مبهم به جای صفت اشاره : « آورده اند که در اطراف فلان شهر درختی بود »

4. کار برد « مگر » به معنای شاید : « ... مگر نیّت بدل کردی و می اندیشی ؟ »

5. استعمال « گرفت » به معنای « شروع کردن » یا « آغاز کردن » : « موش به آهستگی ، بندها بریدن گرفت »

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۵ | 12:34 | نویسنده : E & M |

  • بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار       خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

معنی :

در صبح زود اوّل بهار که طول شب و روز آن یکسان است ، رفتن به صحرا و تماشای کردن گل های زیبای بهاری ، لذّت بخش است.

لغت :

بامداد : صبح زود / لیل : شب / نهار : روز

آرایه : لیل و نهار : تضاد / بهار و نهار : جناس

  • آفرینش همه تنبیه خداوند دل است               دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

معنی : تمام پدیده های آفرینش برای آگاه کردن انسان های عارف است و اگر کسی وجود خدا را انکار کند و به خدا ایمان نیاورد ، ذوق و احساسی ندارد.

لغت : آفرینش :  آفریده های جهان / تنبیه : هوشیار کردن / خداوند دل : صاحب دل ( انسان عارف ) / دل در مصراع دوم : احساس و عاطفه / اقرار : اعتراف

آرایه ها : واج آرایی « د » / که و به : جناس / دل : مجازاً احساس و عاطفه

نکته دستوری : آفرینش : مشتق / که در مصراع دوم به معنی کسی که ، ضمیر مبهم است / همه : بدل

  • این همه نقش عجب بر در دیوار وجود         هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

معنی : هر کسی که با این همه نقش ها و پدیده های عجیب هستی به آفریننده ی آنها نیندیشد ، هماند عکس و تصویر روی دیوار ، بی احساس و بی روح است.

لغت : عجب : عجیب / وجود : هستی / فکرت : فکر و اندیشه

آرایه ها : در و دیوار : مراعات نظیر / دیوار وجود : اضافه تشبیهی / بر و در : جناس

  • کوه و دریا و درختان ، همه در تسبیح اند         نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

معنی : کوه و دریا و درختان ( همه ی موجودات ) در حال نیایش خداوند هستند ، امّا هر شنونده ای این راز را درک نمی کند.

لغت : تسبیح : نیاش کردن ، خدا را به پاکی یاد کردن / مستمع : شنونده

آرایه ها : کوه و دریا و درختان : مراعات نظیر / بیت تلمیح دارد به آیه 44 سوره اسراء

  • خبرت هست که مرغان سحر می گویند    آخر ای خفته ، سر از خواب جهالت بردار ؟

معنی : آیا خبر داری که پرندگان سحری به هنگام صبح می گویند : ای انسان غافل ، از بی خبری و نادانی ، رها شو.

لغت : مرغان : پرندگان / خفته : غافل و بی خبر / جهالت : نادانی

آرایه ها : خواب ، سحر و خفته : مراعات نظیر / سر و سحر : جناس / خواب جهالت : اضافه تشبیهی / سر از خواب برداشتن : کنایه از آگاهی و بیداری

نکته ی دستوری : « ت » در خبر ، نهاد است / خفته : صفت جانشین اسم : ای { انسان } خفته .

  • تا کی آخر چو بنفشه ، سر غفلت در پیش     حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

معنی : تا کی می خواهی مانند گل بنفشه در غفلت و نادان به سر ببری . حیف است که تو بی خبر و غافل باشی و گل نرگس بیدار و آگاه باشد.

لغت : حیف : افسوس ، دریغ

آرایه ها : بنفشه و نرگس : مراعات نظیر / چو بنفشه : تشبیه / در و سر : جناس / بنفشه در این بیت نماد غفلت و سر افکندگی / نرگس ، نماد بینایی و آگاهی است / سر غفلت در پیش گرفتن : کنایه

نکته دستوری : « حیف » نقش مسند دارد. / « ی » در خوابی ، به معنی « هستی » فعل سنادی است.

  • که تواند که دهد میوه الوان از چوب ؟              یا که داند که بر آرد گل صد برگ از خار ؟

معنی : تنها خداوند بزرگ است که می تواند از چوب درخت ، میوه های رنگارنگ و از خار ، گل های سرح زیبا ، پدید آورد.

لغت : الوان : جمع لون ، رنگ ها / گل صد برگ : نوعی گل سرخ با گل برگ های پُر پَر.

آرایه ها : چوب : مجازاً درخت / گل و خار : تضاد

نکته دستوری : هر دو مصراع ، استفهام انکار است . / صد برگ : صفت مرکّب

  • عقل ، حیران شود از خوشه ی ذرّین عنب      فهم ، عاجز شود از حقّه ی یاقوت انار

معنی : عقل از زیبایی خوشه طلایی انگور ، متحیّر و فهم از درک زیبایی و ظرافت دانه های انار که مانند یاقوتی سرخ و ارزشمند ، می درخشد ، ناتوان است.

لغت : حیران : سرگردان / عنب : انگور / حقّه : ظرفی کوچک ، که در آن جواهی نگه داری شود. / یاقوت : سنگی قیمتی به رنگ های سرخ ، زرد و کبود

آرایه ها : حیران شدن عقل و عاجز بودن فهم : تشخیص / عنب و انار : مراعات نظیر / حقّه ی یاقوت انار : اضافه تشبیهی ( دانه هار انار به کیسه ای پر از یاقوت تشبیه شده است.)

 

  • پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز         ماه و خورشید ، مسخّر کندو لیل و نهار

معنی : خداوند پاک و بی عیب با فرمان خود ، تمام پدیده ها و موجودات را ( ماه و خورشید و شب و روز را ) مطیع خود کرده است.

لغت : تقدیر : سرنوشت ، فرمان خدا / مسخّر : رام و مطیع

آرایه ها : لیل و نهار : تضاد / ماه و خورشید : مراعات نظیر / بیت ، تلمیح به آیات قران دارد.

  • تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او           همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزار

معنی : اگر همه مردم تا روز قیامت درباره  ی بخشش و لطف خداوند سخ بگویند باز هم یکی از هزاران لطف و رحمت خداوند ، گفته نمی شود.

نکته دستوری : « تا » حرف اضافه است و قیامت ، متمّم.

  • نعمتت بار خدایا ، ز عدد بیرون است           شکر اِنعام تو هرگز نکند شکر گزار

معنی : پروردگارا نعمت های تو قابل شمارش نیست و هیچ انسان شکر گزاری نمی تواند ، شکر نعمت های بی کران تو را به جای آورد.

لغت : اِنعام : بخشش ، نعمت دادن / اَنعام : چهارپایان / بار : آفریننده ، خالق ، نیکوکار

آرایه ها : نعمت ، شکر ، انعام ، و شکر گزار : مراعات نظیر / زعدد بیرون بودن : کنایه از بی شمار بودن 

نکته دستوری : « ت » در نعمتت : مضاف الیه / هرگز : قید نفی

  • سعدیا ، راست روان ، گوی سعادت بردند     راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

معنی : ای سعدی ، انسانهای درست کار ، به سعادت و خوش بختی می رسند ، بنابر این تو هم انسانی صادق و  راستگو باش ، زیرا انسان های بدرفتار به هدف و مقصودش نمی رسد.

لغت : راست روان : انسان های درست کار / گوی : توپ کوچک / کج رفتار : انسان بدکار

آرایه ها : که و به : جناس / گوی سعادت : اضافه تشبیهی / گوی بردند : کنایه از دست یافتن و سبقت گرفتن

نکته دستوری : سعدی : مناد و « ا » : ندا / راست روان : مرکّب ( «  ان » جمع در ساختمان اسم دخالتی ندارد.) / کج رفتار  : مشتق . مرکّب و صفت جانشین اسم ( انسان کج رفتار )

 

 

خودارزیابی : 

1- چند نمونه از جلوه های زیبایی آفرینش و نعمت های خدا را در شعر بیان کنید. 

میوه های رنگارنگ ، گل صدبرگ ، خوشه انگور ، حقّه ی انار و ... 

2- مفهوم آیه ی 44 سوره ی اسراء با کدام بیت درس ، تناسب دارد ؟ 

ابتدا به آیه 44 سوره اسرا و ترجمه ی آن ، توجه نمایید : « تسبح له السماوات السبع و الارض و من فیهنّ و ان من شیء الّا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم انّه کان حلیماً غفورا » 

« تسبیح می گویند برای او آسمان های هفت گانه و زمین و کسانی که در آن ها هستند و هیچ موجودی نیست جز این که با ستایش خود او تسبیح می گوید ولی شما تسبیح آن ها را درک نمی کنید به درستی که خدا صبور و آمرزنده است.» 

مفهوم این آیه ی شریفه با بیت چهارم درس ، یعنی بیت زیر ارتباط و تناسب دارد : 

« کوه و دریا و درختان ، همه در تسبیح اند                 نه همه مستمعی ، فهم کند این اسرار» 

3- پیام بیت پایانی شعر را توضیح دهید. 

صادق و راستگو باشید که نتیجه ی صداقت ، خوش بختی و سعادت است. 

4- ........................ 

 

دانش های زبانی و ادبی 

نکته اول : 

دربازگردانی شعر به نثر ارکان و اجزای بیت  ، جا به جا می شود. یعنی در شعر برای وزن و آهنگ یا ایجاد و زیبایی و تأثیر گذاری ، ارکان کلام جا به جا می شوند که در بازگردانی ، هر کلمه در جای اصلی خود قرار می گیرد و با ما در فهم دقیق معنا بیت کمک می کند. 

مثال : نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است = بار خدایا نعمت تو از شمارش ، بیرون است. 

خبرت هست که مرغان سحر می گویند ؟ = آیا خبر داری که مرغان سحر می گویند ؟ 

که تواند که دهد میوه ی الوان از چوب ؟ = چه کسی می تواند از چوب ، میوه ی الوان بدهد ؟ 

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار = هرگز شکرگزار [نمی تواند] شکر انعام تو را بکند. 

 

نکته دوم : 

هدف ادبیات تعلیمی یا اندرزی ، علاوه بر رسیدن به سعادت ، تعلیم و آموزش علم و اخلاق و هنر است. 

به این گونه اشعار « مواعظ یا شعرهای حکمی  » نیز می گویند که گاه به صورت غیر مستقیم در قالب داستان ها و حکایت ها خصوصا در قالب مثنوی و گاه به صورت مستقیم و در قالب های قطعه ، غزل و قصیده بیان شده اند . درس علم زندگی ( کبوتر بچه ای با شوق پرواز ... ) در فارسی سال اول و درس آزادگی (خارکش پیر ) در فارسی سال دوم ، نمونه ای از مثنوی های اندرزی یا حکمی بودند . شعری که در این درس خواندیم نیز از « مواعظ» سعدی است . مواعظ بخشی از اشعار سعدی است در قالب قصیده و غزل که به ستایش خدا و موعظه و اخلاق پرداخته است. 

 

کار گروهی : 

1- در مورد پیام این درس با هم ، بحث و گفت و گو کنید. 

پیام اصلی این   درس تأمّل در پدیده های خلقت و بیدار و آگاه شدن انسان ها ست. 

2- جلوه های زیبایی منطقه و محلّ زندگی خود را ذکر کنید و در باره ی عبرت آموزی آن ها بحث کنید. 

بر عهده خود دانش آموز 

3- درباره ی زیباترین بیت شعر ( بیت الغزل یا شاه بیت ) گفت و گو و دلایل خود را بیان کنید. 

تعیین شاه بیت یا بیت الغزل یک شعر ، ذوقی است که به نظر من این بیت زیباترین آن هاست : 

« این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود                  هر که فکرت نکند ، نقش بود بر دیوار » 

 

نوشتن : 

1- ترکیب های وصفی و اضافی موجود در شعر را بنویسید. 

الف - ترکیب وصفی  : این همه نقش ، نقش عجب ف همه مستمعی ، این اسرار ، میوه ی الوان ، گل صد برگ ، خوشه ی زرّین ، پاک و بی عیب خدا ( خدای پاک و بی عیب ) ، تقدیر عزیز ، بار خدا 

ب - ترکیب اضافی  : دامن صحرا ، تماشای بهار ، خداوند دل ، در و دیوار وجود ، مرغان سحر ، خواب جهالت ، سر غفلت ، خوشه عنب ، حقّه ی یاقوت ، یاقوت انار ، کرم او ، رحمت او ، نعمتت ، شکر انعام ، انعام تو ، گوی سعادت. 

 

نکته : 

ما در ترکیب وصفی ، صفت های پیشین را هم آورده ایم که شما در سالهای بعد با آن ها آشنا می شوید. 

2- مفرد جمع های مکسّر « مواعظ ، الوان ، اسرار » چیست . 

مواعظ ( موعظه ) ، الوان ( لون ) ، اسرار ( سر) 

3- واژه های متضاد درس را پیدا کنید و در مقابل هم بنویسید. 

لیل و نهار / خواب و بیدار / گل و خار / یکی و هزار / راست رو / کج رفتار 

4- یکی از سه بیت ششم ، هتفم و هشتم درس را نقّاشی کنید. 

بر عهده خود دانش آموز 

5- یکی از مناظر زیبای منطقه و محلّ زندگی خود را در یک بند توصیف کنید. 

بر عهده خود دانش آموز 

6- از زبان بلبلی که بر سرشاخسار با خدای خود راز و نیاز می کند ، یک بند بنویسید.  

خدایا فقط تویی که هر لحظه هرجا که اراده کنم در دسترس من هستی,صدایم رامیشنوی که با تو صحبت میکنم.

وقتی به تو فکر میکنم بهشت با همه عظمتش در من جریان پیدا میکند.نمیدانم چند سال,چند جاده و یا چند اسمان با تو فاصله دارم,شاید هم به اندازه یک رگ گردن.وقتی دلتنگت میشوم پرواز میکنم تا به تو نزدیک شوم.
خدایا همیشه در ذهن من باش,سراسر روز را بر من بتاب,نگذار فراموشت کنم.
خدایا زندگی در پناه تو زیباست...
 

7- مفهوم « ما اکثر العبر و اقلّ االاعتبار » با کدام بیت ، پیوند معنایی دارد ، توضیح دهید. 

ابتدا به ترجمه ی کلام حضرت علی (ع) توجّه نمایید : « چه بسیارند پند و عبرت ها و چه کم است پند و عبرت گرفتن ها » که این مفهوم را در بیت سوم « این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار » می بینیم و هر دو آدمی را به تفکّر و تأمّل در پدیده های هستی و عبرت گرفتن از آن ها دعوت می کنند. 



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۵ | 18:19 | نویسنده : E & M |